درمغز عاشقان چه میگذرد؟
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از زندگی مثبت ، شور عشق (یا همان عشق رمانتیک) احساسی موقت، زودگذر و غیرقابل اعتماد است. شور عشق، یعنی همان احساساتی که اوایل آشنایی با یک نفر، ما را مشغول میکند و خواب و خوراکمان را میگیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترک نیست؛
پرسیدم از اون که منو بیشتر دوست داره یا زندگیشو ؟
گفت : تو رو .
گفت : تو چی ؟
منو بیشتر دوس داری یا زندگی تو ؟
گفتم : زندگیمو !!!
قهر کرد رفت اما اینو نمی دونست که همه ی زندگیم خودش بوده !!!
دوست دارم همیشه
|
دوست بدارید لیکن عشق را به زنجیر بدل نکنید . حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند. |
|
برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش . آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها (اقیانوسها) به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟ |
|
آرزو ریشۀ حیات ماست . اگرچه این ریشه حیات ما را به تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایۀ زندگی است . شاید من بهتر می دانم که چرا بشر تنها حیوانی است که می خندد.تنها انسان است که به شدت رنج می برد و مجبور است خنده را بیافریند. |
|
زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است . |
|
مهم ترین کار ما این نیست که ببینیم در دور دستهای مبهم و ناپیدا چه چیز هایی و جود دارد . کار ما این است که به آنچه آشکارا در پیش رو داریم بپرداز خوردن کلمات مرا به سوء هاضمه دچار نکرده است . |
|
مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدستآورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آوردهاید دوست داشتهباشید. انقلاب ستمدیدگان را آزاد نمی کند تنها استثمارگران را عوض می کند. برنارد شاو |
|
فرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت. همه میخواهند بشریت را عوض کنند ، دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند. |
|
هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقا داشته ایم و حالا داریم . تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت. |
در برابر وحشی ترین تازیانه ها ،
سکوت مردانه و غرور آمیز مرد نباید بشکند.
در برابر هیچ دردی،لب مرد به شکوه نباید آلوده گردد.
من از نالیدن بیزارم.
سنگین ترین دردها و خشن ترین ضربه های آفرینش،
تنها می توانند مرا به سکوت وادارند.
نالیدن، زاریدن، گله کردن، شکایت، بد است
شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم "فال قهوه روسی یخ زده" بگیریم.میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته "شوهرت واست یه انگشتر میخره" خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
یکشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم "کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس "ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار!
در جزيره اي زيبا تمام خواص، زندگي مي کردند: شادي، غم، غرور، عشق و...
روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ي ساکنين جزيره قايق
هايشان را آماده و جزيره را ترک کردند. اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند، چون او
عاشق جزيره بود.
وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت، عشق .......بسم الله الرحمن الرحیم
به نام او که آنقدر آه کشیدم تا تو را برایم فرستاد
چقدر سخته . . .
تو چشای کسی که تمومه زندگیته زل بزنی و نتونی حرف بزنی . . .
چقدر سخته . . .
تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی . . .
آره خیلی سخته ...
وقتی پشتت بهشه
دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه
اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوستش داری ...
. . . That you, my dear, should see
Trynot to cry littleone
گریه نکن کوچک من
I’ll standbyyou
من در کنارت خواهم ایستاد
My heart is your stone
قلب من سنگ توست
I’ll throw with you
که من با تو پرتابش می کنم
This I promise, I promise
تو که با تموم وجود دوسش داری . . .
تو که خاطرش فقط رو قلب تو نقش بسته . .
بذار راحت تر بگم بهت ، تو که دیگه دیوونش شدی . . .
آره تو که دیگه حتی تو خیالتم چهره اون نقش بسته . . .
آره خوب می دونم امروز چه روزیه . . . !!!
تو که خوب می دونی من همچین روزی فراموشت نمی کنم . . . !
نفس زندگی عاشقونه من . . .
تولدت مبارک
قلب من فقط برای تو می زنه . . .
نگاه ساکت باران . . .
به روی صورتم دزدانه می لغزد . . .
اما هیچکس نمی داند اینجا . . .
زیر چترم جای تو خالیست . . .
باران یاد همیشگی توست
دوستت دارم
خدا چرا عاشق شدم ..؟؟؟
اونی که همه هستیمو زیر پاش دادم ، چرا آتیش سوختن من شد!!
خدا چرا عاشق شدم ..؟؟؟
عشقش از سرم زیاده ، دلمو برده چه ساده ، خدا میبینی کجای کارم ؟؟
خدا میمیرم براش .....؟؟؟
وقتی هست عاشق ترینم، بهترین زن زمینم، سر رو شونه هاش میزارم !!
خدا میمیرم براش ....؟؟؟
خدا اگه میون این همه آدم، بازم نوبت باختن من بود،خدا چرا عاشق شدم !!
اونی که همه هستیمو زیر پاش دادم ، چرا آتیش سوختن من شد !!
خدا چرا عاشق شدم ؟؟ .... خدا چرا عاشق شدم ؟؟ ![]()
![]()
. . Every moment
در تمام لحظه ها . . .
. . . I'm thinking of you
من دارم به تو فکر می کنم . . .
. . . But you're km miles away
اما تو کیلومترها از من دوری . . .
. . . I Will Always Remember
من همواره به یاد خواهم آورد . . .
. . . All The Beauty And The Grace
همه ی زیباییها و دلرباییها را . . .
. . . For all the times I needed you
برای تمام وقتهایی که بهت نیاز داشتم . . .
. . . And you were there for me
و تو به خاطر من حضور داشتی . . .
. . . For all the times you sent your
برای تمام دفعاتی که تو عشقت رو . . .
. . . Love to me across the km
از کیلومترها فاصله برام فرستادی . . .
. . . I'm With You Daily, Following You Close
من هر روز با تو هستم . از نزدیک تعقیبت میکنم . . .
Your Deepest Thoughts,
ژرف ترین افکارت . . .
. . Your Saddest Woes.
اندوه بار ترین غمهات . . .
I Am Your Goodness,
من سرشت پاک توام . . .
. . . I Am Your Soul
من روح و روانتم . . .
. Love Me Dear. .
منو دوست داشته باش عزیزم . . .
. . . I Love You Unconditionally
من بدون هیچ قید و شرطی دوستت دارم . . .
دختری با مادرش مرافعه داشت . او بسیار عصبانی شد و از خانه بیرون رفت . پس از طی راه طولانی ، هنگامی که از یک فروشگاه کیک عبور می کرد ، احساس گرسنگی کرد . اما جیب دختر را بید خورده و حتی یک یوان هم نداشت .
صاحب فروشگاه یک زن سالخورده مهربان بود . پیرزن دید که دختر درمقابل کیکها ایستاده و به آنها نگاه می کند ، از وی پرسید : عزیزم ، گرسنه ای ؟ دختر سرش را تکان داد و گفت : بله ، اما پول ندارم . پیرزن لبخندی زد و گفت : عیب ندارد . مهمان من هستی . پیرزن کیک و یک فنجان شیر برای دختر آورد . دختر بسیار سپاسگذار شد . اما فقط کمی کیک خورد و سپس اشکهایش بر گونه ها و روی کیک جاری شد . پیرزن از دختر پرسید : عزیزم ، چه شده است ؟ دختر اشکهایش را پاک کرد و گفت : چیزی نیست . من فقط بسیار از شما تشکر می کنم . با وجود آنکه شما من را نمی شناسید ، به من کیک دادید . من با مادرم دعوا کردم . اما مادرم من را بیرون رانده و به من گفت : دیگر به خانه باز نگرد .
پیرزن با شنیدن سخنان دختر گفت : عزیزم ، چطور می توانی این گونه فکر کنی ؟ فکر بکنی ، من فقط یک کیک به تو دادم ، اما تو بسیار از من تشکر می کنی . مادرت سالها برای تو غذا درست کرده است ، چرا از او تشکر نمی کنی و چرا با او عوا می کنی ؟ دختر مدتی سکوت کرد . سپس با عجله کیک را خورد و به طرف خانه دوید . هنگامی که به خانه رسید ، دید که مادر در مقابل در انتظار می کشد . مادر با دیدن دختر بی درنگ خنده ای کرد و به دختر گفت : عزیزم ، عجله کن غذا درست کرده ام . اگر دیر کنی ، غذا سرد خواهد شد . در این موقع ، اشکهای دختر بار دیگر جاری شد . آری دوستان ، بعضی اوقات ، ما از نیکی و مهربانی دیگران تشکر می کنیم ، اما مهربانی اعضای خانواده مان را نادیده می گیریم .
دوستان عزیز ، آیا شما در زندگی تان با چنین مسئله ای روبرو شده اید ؟ بله ، عشق به اعضای خانواده سزاوار ستایش است .
زندگی خوبی داشته باشیم . دومی قلبش تپید و لرزان گفت بهترین زندگی !!! در
همان زمان معلم بلند فریاد زد دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند. و بچه ها
همه با هم تکرار کردند دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند مگر آنکه یکی از آنها
برای رسیدن به دیگری خود را بشکند.
سلام گاهی دلم می خواهد بدانی حال من چگونه است اما بدان که من همیشه حال تو را می دانم
اغلب دلم برایت تنگ می شود هر لحظه یک بار تنفست می کنم جای تعجب نیست یک دیوانه
دارد با تو حرف می زند خودت قضاوت کن که اول دیوانه نبود وحالا خوشحال است که تو دیوانه اش
کردی.